تبلیغات
ترجمه مقاله و پروژه های دانشجویی - نکاتی پیرامون شخصیت‌پردازی راسکولنیکوف در «جنایت و مکافات»

ترجمه مقاله و پروژه های دانشجویی

ترجمه تخصصی انگلیسی به فارسی مقاله و متن, در رشته های مدیریت, اقتصاد و حسابداری

نویسنده : sinister
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1396 04:36 ب.ظ

مقوله شخصیت‌پردازی و شکل‌های مختلف پرداخت شخصیت‌، یکی از مؤلفه‌های اساسی هر رمان و از دغدغه‌های همیشگی رمان‌نویسان بوده است. به طبع شکل پرداختن به شخصیت‌ها معطوف و وابسته به عوامل بسیاری است و نویسندگان مختلف از تمهیدات فراوانی برای صورت بخشیدن به شخصیت‌های آثارشان سود جسته‌اند و بعضاً کاراکترهایی خلق کرده‌اند که از رمان و حتی از دوره تاریخی‌شان فراروی کرده و تا سال‌های سال، به حیات خودشان ادامه داده‌اند، حتی در میان مردمانی از سرزمین‌های غیر از زادبوم آن رمان.
تو گویی، هنوز در میان ما می‌زیند، قدم می‌زنند، نفس می‌کشند و نام‌شان ورد زبان‌هاست. بی‌تردید داستایوسکی، یکی از نوابغ این عرصه است. شخصیت‌هایی خلق کرده که گاه حتی با خود او در جایگاه نویسنده، هماوردی کرده، علیه او شوریده‌اند و حتی مغلوبش کرده‌اند. راسکولنیکوف، پرنس میشکین، نیکلای ستاورگین، کیریلف، شاتوف، ناستاسیا فیلیپوونا، مارمالادوف، سونیا، آگلایا، دیمیتری و ایوان کارامازوف، استپان ترافیموویچ، آلیوشا و بسیاری دیگر از شخصیت‌های آثارش، از ماندگارترین کاراکترهای جهان ادبیات هستند.


از آنجا که پرداختن به همه سطوح شخصیت‌های آثار داستایوسکی و حتی پرداختن کامل به یکی از این شخصیت‌ها،‌ در این یادداشت مختصر، مقدور نیست، با ارائه مثال‌هایی، تنها به بررسی فُرمال شخصیت‌پردازی راسکولنیکوف در رمان «جنایت و مکافات»، بسنده می‌کنیم:
1-  توصیف ظاهر راسکولنیکوف: او بسیار خوشگل بود. چشمانی زیبا و پُررنگ، موهایی خرمایی، قدی بلندتر از معمول و هیکلی باریک و متناسب داشت (ص 25)؛ ارائه مستقیم.

2- توصیف از طریق محیط زندگی‌اش: اتاقش قفس بسیار کوچکی بود که از هر طرف، از دیوارها جدا شده بود و با سقف بسیار کوتاهی که ممکن بود شخص نسبتاً بلندقامتی را به وحشت اندازد که مبادا سرش به سقف بخورد، منظره‌ای بسیار رقت‌بار داشت...» (ص 57). کوچکی و محدودیت اتاق، حالت افسرده و متفکر شخصیت اصلی داستان را تشدید می‌‌کند. علاوه بر این در «جنایت و مکافات» محیط بزرگ‌تر، یعنی پترزبورگ، قید و بند و محیط بسته اتاقی را که راسکولنیکوف اجاره کرده است را تقویت می‌کند؛ ارائه غیر مستقیم.

3- توصیف کنش او: دو قتلی که راسکولنیکوف مرتکب می‌شود؛ که البته شکلی از کنش واحد است. این دو کنش، آن‌قدر به هم‌دیگر نزدیک و پیوسته‌اند که می‌توان آنها را یک رخداد هسته‌ای غالب (به همراه چند کاتالیزور) در نظر گرفت (ص 108)؛ ارائه غیر مستقیم.

4- توصیف از طریق گفتار دیگر شخصیت‌ها در مورد او: برای مثال هنگامی که مارمالادوف به او می‌گوید: «در چهره شما نوعی غم و رنج می‌بینم و [به همین دلیل] شما را مخاطب ساختم (ص 41)؛

یا از طریق رازومیخین: عبوس و گرفته و مغرور و متکبر است. در این اواخر و شاید هم خیلی از پیش، بدگمان و مالیخولیایی شده است. بزرگوار و مهربان است، دوست ندارد احساسات خود را بیان کند. حاضر است زودتر سنگدلی خود را بنماید، تا با سخن، احساسات قلبی خویش را ابراز کند (ص 316)؛

و نیز از میان گفته‌های مادرش: نمی‌توانید تصور کنید تا چه حد عجیب و دمدمی‌مزاج است. من هرگز نمی‌توانستم به خوی او اعتماد کنم، حتی وقتی که فقط پانزده‌ساله بود (ص 318)؛ ارائه غیر مستقیم.

5- توصیف از طریق گفتار خودش؛ برای مثال هنگامی که از عشقش به دختر صاحبخانه، که حالا مرده است، می‌گوید: دوست داشت به گدایان کمک کند و همیشه آرزوی رفتن به دِیر را می‌کرد. یک‌بار هم که صحبت آن را برایم می‌کرد از اشک خیس شد... خوب به خاطرم هست. ظاهرش هم... زشت بود. راستش نمی‌دانم برای چه به او دلبستگی پیدا کرده بودم... گویا برای اینکه بیمار بود... و اگر شَل یا گوژپشت می‌بود، من لابد باز هم بیشتر دوستش می‌داشتم (ص 340). گرچه در اینجا، راسکولنیکوف، بیشتر به خصوصیات دختر اشاره می‌کند، اما در همه این توصیف‌ها به واقع شخصیت خودش نمایان می‌شود؛ ارائه غیر مستقیم.

6- توصیف از طریق نمود بیرونی و رفتار او: برای مثال هنگامی که در میان گفت‌و‌گوی عادی با مادرش و دونیا، به یک‌باره و بی‌هیچ مقدمه‌ای بحث عشقش نسبت به دختر صاحبخانه را مطرح می‌کند: راستی یادتان هست مادر جان، که من عاشق بودم و می‌خواستم زن بگیرم؟ (ص 339). در اینجا، مادر از کلام و لحن گفت‌و‌گوی پسر خود به کلی دچار حیرت می‌شود؛ ارائه غیر مستقیم.




البته همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، مثال‌های ارائه‌شده تنها به برخی از تمهیدات فرمال داستایوسکی در نوشتن «جنایت و مکافات» اشاره دارد و بررسی همه‌ سطوح شخصیت راسکولنیکوف و دیگر شخصیت‌های آثار او، نیازمند بحثی مفصل‌تر است.

- همه ارجاعات به صفحات کتاب، برگرفته از منبع زیر است:

داستایوسکی، فئودور. (1386). جنایت و مکافات، ترجمه مهری آهی (چاپ ششم). تهران: خوارزمی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر