تبلیغات
ترجمه مقاله و پروژه های دانشجویی - سجده طولانی

سجده طولانی



سجده طولانی
سال 1362 چند روزی از آغاز عملیات والفجر چهار می گذشت. اهداف از پیش تعیین شده به تصرف در آمده بود و رزمندگان مواضع خود را تثبیت کرده بودند. فرماندهان عمل کننده، ضمن دیدار از محور عملیاتی تصمیم گرفتند نماز خود را پشت سنگرها به صورت جماعت برگزار نمایند. قرار شد آقا مهدی (شهید مهدی باکری) نیز امام جماعت شوند.

رزمندگان این لحظه را غنیمت شمردند و پشت سر فرمانده خود به جماعت ایستادند. نماز شروع شد. در رکعت اول بعد از سجده اول، آقا مهدی سر از سجده بر نداشت. سجده طولانی تر از حد معمول نماز شد. همه نماز را به فُرادا به پایان رساندند. بعد از نماز همه می خواستیم بدانیم چه شده است. یکی از فرماندهان که خودش را به آقا مهدی رسانده بود، به ما گفت: بگذارید راحت باشد. چند روزی است که آقا مهدی نخوابیده و در سجده نماز از خستگی به خواب رفته است.

به راستی که شهید مهدی باکری خودش را وقف اسلام کرده بود و جز شهادت، پاداشی نزد خدا نداشت.

برگرفته از: مرتضی عبدالله پور، مجموعه خاطرات فرهنگیان ایثارگر




طبقه بندی: داستان اموزنده، 
برچسب ها: سجده طولانی سال 1362 چند روزی از آغاز عملیات والفجر چهار می گذشت. اهداف از پیش تعیین شده به تصرف در آمده بود و رزمندگان مواضع خود را تثبیت کرده بودند. فرماندهان عمل کننده، ضمن دیدار از محور عملیاتی تصمیم گرفتند نماز خود را پشت سنگرها به صورت جماعت برگزار نمایند. قرار شد آقا مهدی (شهید مهدی باکری) نیز امام جماعت شوند. رزمندگان این لحظه را غنیمت شمردند و پشت سر فرمانده خود به جماعت ایستادند. نماز شروع شد. در رکعت اول بعد از سجده اول، آقا مهدی سر از سجده بر نداشت. سجده طولانی تر از حد معمول نماز شد. همه نماز را به فُرادا به پایان رساندند. بعد از نماز همه می خواستیم بدانیم چه شده است. یکی از فرماندهان که خودش را به آقا مهدی رسانده بود، به ما گفت: بگذارید راحت باشد. چند روزی است که آقا مهدی نخوابیده و در سجده نماز از خستگی به خواب رفته است. به راستی که شهید مهدی باکری خودش را وقف اسلام کرده بود و جز شهادت، پاداشی نزد خدا نداشت. برگرفته از: مرتضی عبدالله پور، مجموعه خاطرات فرهنگیان ایثارگر،  

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 | 09:03 ق.ظ | نویسنده : sinister | نظرات

  • paper | پاپو مارکت | بک لینک