تبلیغات
ترجمه مقاله و پروژه های دانشجویی - حسن انتخاب

حسن انتخاب


خالد بن عبدالله قسری روز جمعه در برابر جمعیت انبوهی در مکه معظمه بالای منبر رفت و بر روی منبر، شروع کرد از حجاج بن یوسف ثقفی( که تاریخ ستمگر تر از او نشان نمی دهد) تعریف کردن و مدح او گفتن، تا جائیکه گفت: اطاعت او بر همه کس واجب است.
وقتی که جمعه دوم رسید، نامه ای از طرف خلیفه  وقت سلیمان بن عبدالملک بدست خالد رسید که در آن نامه نوشته بود که مامور هستی، حجاج را ناسزا گویی و در برابر جمعیت عیب های او را ظاهر سازی و رسوایش کنی و اظهار بیزاری از او بجوئی.

خالد قبل از نماز جمعه برای القاء خطابه به روی منبر رفت پس از حمد و ثنا گفت: ابلیس یکی از فرشتگان آسمان بود و تظاهر به عبادت می کرد، به طوری که ملائکه ها گفتند ابلیس از ما بهتر و بیشتر عبادت می کند.
ولی خدا به باطن و بدی طینت او دانا بود، گر چه فرشتگان از خدعه و تزویر ابلیس خبر نداشتند. زمانیکه خدا خواست ابلیس را رسوا کند به او امر کرد که آدم را سجده کن او سرپیچی کرد، فرشتگان از خبث سریره شیطان با خبر شدند و او را لعنت کردند.

حجاج را ظاهرا می دیدیم که خلیفه و امیراطاعت می کند و خیال کردیم که او نزد امیر، محترم تر از دیگران است.
و لیکن خداوند امیر را از خدعه و بدی طینت حجاج آگاه ساخت که از ما مخفی بود چون خداوند خواست او را رسوا کند، این موضوع را به دست امیر سلیمان بن عبدالملک جاری کرد. بنابراین امیر او را لعنت کرد شما نیز او را لعنت کنید خدا او را لعنت کند! فلعنه، فالعنوهه لعنه الله! سپس از منبر پایین آمد



منبع: قصص العرب،




طبقه بندی: داستان اموزنده، 
برچسب ها: خالد بن عبدالله قسری روز جمعه در برابر جمعیت انبوهی در مکه معظمه بالای منبر رفت و بر روی منبر، شروع کرد از حجاج بن یوسف ثقفی( که تاریخ ستمگر تر از او نشان نمی دهد) تعریف کردن و مدح او گفتن، تا جائیکه گفت: اطاعت او بر همه کس واجب است. وقتی که جمعه دوم رسید، نامه ای از طرف خلیفه وقت سلیمان بن عبدالملک بدست خالد رسید که در آن نامه نوشته بود که مامور هستی، حجاج را ناسزا گویی و در برابر جمعیت عیب های او را ظاهر سازی و رسوایش کنی و اظهار بیزاری از او بجوئی. خالد قبل از نماز جمعه برای القاء خطابه به روی منبر رفت پس از حمد و ثنا گفت: ابلیس یکی از فرشتگان آسمان بود و تظاهر به عبادت می کرد، به طوری که ملائکه ها گفتند ابلیس از ما بهتر و بیشتر عبادت می کند. ولی خدا به باطن و بدی طینت او دانا بود، گر چه فرشتگان از خدعه و تزویر ابلیس خبر نداشتند. زمانیکه خدا خواست ابلیس را رسوا کند به او امر کرد که آدم را سجده کن او سرپیچی کرد،  

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 | 08:48 ق.ظ | نویسنده : sinister | نظرات

  • paper | پاپو مارکت | بک لینک