ترجمه مقاله و پروژه های دانشجویی

ترجمه تخصصی انگلیسی به فارسی مقاله و متن, در رشته های مدیریت, اقتصاد و حسابداری

نویسنده : sinister
تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 07:39 ق.ظ

شب عاشورا زینب علیه السلام به امام حسین علیه السلام عرض می كند : برادرم نكند اصحاب تو فردا ترا رها كنند و تنها بگذارند ؟ حضرت فرمود بخدا قسم آنها را امتحان كردم آنقدر به شهادت علاقمند هستند مانند مانوس بودن طفل به شیر پستان مادر . 
شب عاشورا وقتی حضرت سخنرانی كرد و اجازه داد هر كس می خواهد برود ، هر كدام سخنی درباره موافقت با امام گفتند ، پس امام جایگاهشان را به آنها نشان داد و بر یقین آنها افزود و روز عاشورا احساس درد نیزه و شمشیر نمی كردند ! ! در شب عاشورا به محمد بن بشیر حضری خبر دادند كه پسرت را در مرز ری (شاه عبدالعظیم ) اسیر گرفتند ، گفت : عوض جان او و جان خود را از آفریننده جانها می گیرم ، من دوست ندارم كه او را اسیر كنند و من پس از او زنده و باقی بمانم . 
چون حضرت كلام او را شنید فرمود : خدا ترا رحمت كند ، من بیعت خویش را از تو برداشتم برو فرزند خود را از اسیری نجات بده . 
محمد عرض كرد : مرا جانوران درنده زنده بدرند و طعمه خود كنند ، اگر از خدمت تو دور شوم . 
امام فرمود : این جامه های قیمتی را بردار بده به فرزند دیگرت تا برود برای آزادی برادرش بكوشد ، پس پنج جامه برد به او عطاء كرد كه هزار دینار قیمت داشت . 
آری محمد بن بشیر در حمله اول كه عده ای شهید شدند ، به لقاء الهی پیوست




قال الله الحكیم : (و اعبد ربك حتی یاتیك الیقین ) (حجر : آیه 99)
: بندگی و پرستش كن خدای ترا تا یقین بر تو فرا رسد . 
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اقل ما اوتیتم الیقین و عزیمه الصبر (

)

: كمترین چیزی كه به شما داده شده است ، یقین و قوه است . 
شرح كوتاه : 
رتبه و درجات انبیاء با هم فرق می كرد ، آنهم به خاطر داشتن مراتب یقین بوده است چنانكه به پیامبر عرض كردند حضرت عیسی روی آب راه می رفت ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : (اگر حضرت عیسی یقینش بیشتر بود روی هوا راه می رفت . ! )
مومنان در قوت و ضعف یقین با هم متفاوت و آنكه یقینش قوی باشد هر حول و قوه ای را از خدا می داند و بر انجام طاعات از ظاهر و باطن مستقیم و كوشاست ، و زیادتی و كمی ، مدح و ذم ، عزت و ذلت ظاهری برایش مساوی است . 
و آنان كه دارای ضعف یقین هستند ، پیوسته دلشان به اسباب دنیا وابسته و از عادات عرفی پیروی و حرفهای مردم را معیار قرار می دهند ، و دایما در كارهای دنیوی به تلاش و جمع زر و زور و ریاست مشغول می باشند


منتهی الامال 1/340


موضوع: داستان اموزنده،
برچسب ها: شب عاشورا زینب علیه السلام به امام حسین علیه السلام عرض می كند : برادرم نكند اصحاب تو فردا ترا رها كنند و تنها بگذارند ؟ حضرت فرمود بخدا قسم آنها را امتحان كردم آنقدر به شهادت علاقمند هستند مانند مانوس بودن طفل به شیر پستان مادر . شب عاشورا وقتی حضرت سخنرانی كرد و اجازه داد هر كس می خواهد برود، هر كدام سخنی درباره موافقت با امام گفتند، پس امام جایگاهشان را به آنها نشان داد و بر یقین آنها افزود و روز عاشورا احساس درد نیزه و شمشیر نمی كردند ! ! در شب عاشورا به محمد بن بشیر حضری خبر دادند كه پسرت را در مرز ری (شاه عبدالعظیم ) اسیر گرفتند، گفت : عوض جان او و جان خود را از آفریننده جانها می گیرم، من دوست ندارم كه او را اسیر كنند و من پس از او زنده و باقی بمانم . چون حضرت كلام او را شنید فرمود : خدا ترا رحمت كند، من بیعت خویش را از تو برداشتم برو فرزند خود را از اسیری نجات بده . محمد عرض كرد : مرا جانوران درنده زنده بدرند و طعمه خود كنند، اگر از خدمت تو دور شوم . امام فرمود : این جامه های قیمتی را بردار بده به فرزند دیگرت تا برود برای آزادی برادرش بكوشد،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر